مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

582

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> نصيحت ديگر آن كه تا توانيد با شاميان در صحرا حرب مكنيد كه ايشان بسيارند وشما اندك . خطا بود كه سپاه قليل با جيش كثير در هامون جنگ كنند ودر حوالي شهر ديوارى است كه درختان بسيار در آن‌جاست . لشگر شما بايد كه از ميان درختان وپس جدران با ايشان جنگ كنند ويكى از خطاهاى شما اين است كه هيچ پياده با خود نياورده‌ايد ؛ چه پياده سوار را مانند ديوارى است كه درپيش‌رو باشد ، وچون لشگر شما همه سوارند بايد كه صف نكشند ؛ زيرا كه چون پياده در صف نبود ، سوار برهنه بود وبايد كه سپاه را فوج فوج ساخته ، فوجى را به جنگ فرستى وچون ايشان از عهدهء كار خود بيرون آمده باشند ، آن گروه را طلبيده وفوج ديگر به جاى ايشان تعيين نمايى . بايد كه هميشه جمعى را در كمين‌گاه بازدارى وبا مكر وحيله بر جنگ دشمنان اقدام نمايى . » وبعد از اتمام نصيحت ، سليمان به مراسم شكر واحسان زفر قيام نمود ، أو را وداع فرمود واز قرقيسا كوچ كرد . پيش از شاميان به عين الورد رسيد ، فرودآمدند وبعد از چند روز شنيدند كه بعضي از ملاعين شام در يك منزلي ايشان نزول كرده‌اند . سليمان خطبه‌اى گفته ومردم خود را پند بسيار داد ودر اثناى سخن وصيّت فرمود : « اگر من كشته شوم ، مسيب بر شما خليفهء من است ، بعد از وى ، عبداللَّه بن وال وپس از عبداللَّه ، رفاعه بن شداد . » وبعد از فراغ از وصيّت با مسيب گفت : « به رسم شبيخون متوجه اين‌جماعت شو كه قريب به ما فرود آمده‌اند ؛ زيرا كه ما را با ايشان به مكر وفريب حرب بايد كرد . » ومسيب چهار صد سوار از سپاه اختيار كرد ، به موجب فرموده روان شد ودر سحر آواز اعرابى شنيد كه بيتي مىخواند كه مشتمل بر كلمهء ابشر بود . » مسيب گفت : « بشارت آمد . » آن‌گاه فرمود كه اعرابى را نزد وى آوردند . از اعرابى پرسيد : « نام تو چيست ؟ » جواب داد : « حميد . » گفت : « عاقبت محمود خواهد بود ، انشاء اللَّه تعالى . » باز استفسار نمود : « از كدام قبيله‌اى ؟ » گفت : « از قبيلهء بنى تغلب . » مسيب گفت : « ما غالب خواهيم شد ، اگر ارادهء حق‌تعالى باشد . » وبعد از آن گفت : « از سپاه شام چه خبر دارى ؟ » گفت : « ايشان پنج اميرند با پنج گروه انبوه واز همه نزديك‌تر به شما شرجيل بن ذو الكلاع است كه از اين‌جا تا لشگرگاه أو قريب به يك ميل بيش نماند . » مسيب اعرابى را گفت : « تو به سلامت به مقصد خود بشتاب . » ومسيب مردم خود را به چهار قسم كرد وروان شد . در آن سحرگاه از چهار جانب لشگر شرجيل درآمده ، شمشير در آن جماعت نهادند ، بعضي از ايشان كشته شد وبقية السيف منهزم شده وهرچه داشتند ،